وضع زن قبل از اسلام و بررسی ازدواج های پیامبر
بسم الله الرحمن الرحیم
وضع زن قبل از اسلام و بررسی ازدواج های پیامبر
مطالب زیر با دقت در آیات و تفسیر و تاریخ در مورد زنان و ازدواج های پیامبر اسلام به رشته تحریر در آمده:
وضع زن در عصر جاهلیت به گونه ای بوده که زن از همه مزایای اجتماعی و حقوق انسانی محروم بوده حتی درباره خود ، حق تصمیم گیری نداشته و مالک هیچ کاری برای خود نبود و اصلا وارث به حساب نمی آمد و این مردان بودند که می توانستند با هر که مایل بودند ازدواج نمایند بدون هیچ محدودیتی و شاید این همه بی حرمتی و فشار و احساس پوچی برای بعض زنان بود که با آرایش نمودن خود به هر مردی که متمایل بودند او را به سوی خود دعوت می نمودند تا جایی که مسئله زنا در بین آنان امری رایج بوده و با توجه به اینکه جنگ های قبیله ای و گاهی حمله های خارجی موجب کشته شدن و از بین رفتن مردان و بی شوهر شدن آنان می گردید که غالبا دارای فرزندان صغیر نیز بودند که مردان به خاطر بالا کشیدن اموال صغار با مادران شوهر از دست رفته ازدواج می نمودند و با از بین بردن اموال صغار و فرو نشاندن هوس خویش آنان را بدون سرپرست و نداشتن هیچ امکاناتی رها نموده که چاره ای جز ارتزاق از راه فحشاء نداشتند وحتی بعضی آنان به عنوان فحشاء علمی بر سر درب خانه خود نصب می نمودند و کمتر کسی بود که در این هرج و مرج آلوده به فحشا نباشد.با توجه به این مقدمه می توان آیه شریفه سوره نساء/30را معنی نمود:(و اتوا الیتامی اموالهم ولا تتبدلوا الخبیث بالطیب و لا تاکلوا اموالهم الی اموالکم انه کان حوبا کبیرا...)اموال یتیمان را به آنان بدهید(یعنی اگر با مادر آن ها ازدواج نمودید مال یتیمان آن ها بر شما حلال نیست بلکه باید پس از بزرگ شدن به آنان رد کنید) و مبادا که آن اموال غیر حلال و خبیث را با اموال پاک خود اشتباه کنید و یا با اموال خودتان مخلوط نموده و از آن خود بدانید که این عمل گناه بزرگی است.پس از نزول این آیات و آیات مشابه نسبت به حرمت اموال ایتام مسلمین چنان رم کردند که دیگر حاضر به ازدواج با چنین زنانی نشدند از ترس آن که مبادا به مال صغیر آلوده شوند از این جهت آیه بعد نازل شد که اگر واقعا می ترسید که نتوانید رعایت عدالت و امانت نسبت ایتام و اموال آنان بنمایید پس با دیگر زنانی که صغیر دار نیستند و یا اگر هستند مالی ندارند ولی می توانید از آن ها سرپرستی کنید ازدواج کنید با زنانی که نظر شما را جلب نموده اند2یا3یا4 که چون عدد بیشتری ذکر نشده نهایت آن را چهار همسر دانسته اند به شرط اجرای عدالت بین آنان که اگر نمی توانید ویا نتوانستید به یک همسر اکتفا کنید.
آیا داشتن بیش از چهار همسر از مختصات پیامبر بوده؟
تا قبل از سال هشتم هجرت ازدواج برای مردان محدودیتی نداشته و هر کس به اندازه توانایی مالی ومیل خود می توانسته زن بگیرد.و اگر می بینیم که پیامبر اسلام دارای بیش از چهار زن بوده دیگران هم در آن زمان بوده اند که بیش از چهار زن داشته اند و این عملی عادی و رایج بوده چنانکه در المیزان ج4صفحه195آمده تعدد زوجات در بین بعضی اقوام مثل یهود و عرب حدی نداشته به طوری که گاه مردی از آنان ازدواج با ده و بیست و زیاد تر می نموده.علاوه بر این که همه ازدواج های پیامبر پس از خدیجه جنبه مصلحت اندیشی یا سیاسی و یا عاطفی بوده و در قرآن هم هیچ کجا به پیامبر اجازه بیش ازچهار زن داده نشده بود تا گفته شود که این از مختصات پیامبر است بلکه مختصات پیامبر در قرآن در این باره یکی درباره زنی به نام (میمونه)است که خود را (بدون مهریه )به پیامبر بخشید که آیه نازل شد(و امرأه مؤمنه ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنکحها) یعنی اگر زن مؤمنه ای خود را به پیامبر بخشید اگر پیغمبر مایل بود می تواند با او ازدواج کند( بدون مهریه اما نه بدون عقد ازدواج (که بعض مفسران گمان کرده اند) زیرا در آیه جمله( ان یستنکحها)آمده یعنی اگر بخواهد می تواند او را به نکاح در آورد که لازمه آن عقد ازدواج می باشد و این گونه رفتار مختص به پیامبر است نه دیگر از مؤمنان و یکی دیگر از مختصات پیامبر در این باره عدم رعایت قسم می باشد به دلیل آیه 51 احزاب(ترجی من تشاء و تئوی الیک من تشاء)نوبت هر یک از همسرانت را بخواهی می توانی به تاخیر اندازی و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی.و تا سال هشتم هجرت پس از فتح مکه و پس از آخرین ازدواج پیامبر با (میمونه)فرمانی نبوده سپس دستوری رسید که از این پس ازدواج با زنان بر تو حلال نیست(لا یحل لک النساء من بعد و لا ان تبدل بهن من ازواج) احزاب/52 و این مقدمه و هشداری بود برای دستور بعدی که اصلا کسی بیش از چهار زن نباید به ازدواج در آورد آن هم به شرط رعایت و اجرای عدالت بین آنان و اگر این توانایی را ندارد فقط یک همسر باید داشته باشد(فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی وثلاث و رباع فا ن خفتم الا تعدلوا فواحده)نساء/3 که پس از سوره احزاب نازل شد و به همین جهت پیامبر هم پس از آن ازدواج دیگری ننمود.اما در مورد ازدواج های قبلی با بیش از چهار همسر چه در مورد پیامبر و یا دیگران آن را مجاز و بدون گناه معرفی نموده چون اگر گناه و غیر مشروع معرفی می شد حتی نسبت به گذشته قبل از دستور تحریم لازمه آن غیر مشروع بودن فرزندان آنان معرفی می شدند که این معنی با شئونات افراد از نظر اسلام سازگاری نداشت و ثانیا مشکل دیگر انتخاب چهار همسر مجاز و رها کردن بیش از آن را و در نتیجه عده زیادی از زن ها رها شده بدون سرپرست که به خاطر فقر و بیچارگی چه بسا آلوده به گناه و موجب اشاعه فحشاء می گردد که این بر خلاف نظر اسلام می شده بنابر این با توجه به سیره اسلام و جهات فوق و جلوگیری از فرو پاشی خانواده ها اسلام نسبت به ازدواج های بیش از چهار همسر در گذشته را مورد اغماض قرار داده و همانطور که گفته می شود قانون عطف بماسبق نمی شود یعنی گذشته را شامل نمی شود بلکه قانون و مقررات حین نزول جنبه قانونی پیدا می کند و باید مورد عمل قرار گیرد و اما در مورد کسانی که بیش از چهار همسر داشتند که پیامبر هم یکی از آنان بود دستوری برای رها کردن آنان نبود دلیش هم عمل خود پیامبر می باشد اما به تدریج عملی می شد چرا که با مردن آنان و یا زنان آن ها خود به خود دستور محقق می شد در صورتی که کسانی که با زن پدر خود ازدواج نموده بودند پس از نزول آیه(و لا تنکحوا ما نکح اباؤکم من النساء الا ما قد سلف ) نساء /22 ( بازنانی که پدران شما با آنان ازدواج کرده اند هرگز ازدواج نکنید )پیامبر دستور به جدایی و رها کردن آنان داد ویا کسانی که جمع دو خواهر در ازدواج نموده بودند با نزول آیه (و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف ) نساء /23 ( و اینکه جمع بین دو خواهر نکنید. پیامبر دستور به رها کردن یکی از آنها را داد ) و منظور از جمله (الا ما قد سلف)آن است که نسبت به گذشته بر شما گناهی نیست چون جاهل بودید و فرزندانی که قبلا از این گونه ازدواج ها به هم رسیده خارج از مناکحت نبوده و فرزند زنا و نا مشروع به حساب نیایند ضمنا در مورد شخص پیامبر و مسایل و مشکلاتی متعددی که در آخر عمر برای حضرتش پیش آمده و می آمد نه تنها از ازدواج مجدد منع شد و مسئله تحدید زوجات مقرر شد که در آیه (ترجی من تشاء منهن و تؤی الیک من تشاء)احزاب/51با توجه به این که از آنان فرزندی هم نداشت و رها کردن بعضی آنان به خاطر محدود نمودن همسران خود مشکلی پیش نمی آورد به پیامبر اختیار داده شد که هر یک از آنان را که خواسته باشد می تواند رها کند، اما شاید برای حفظ شخصیت و موقعیت اجتماعی آنان و نیز موجب دل شکستگی آنان می گردد از رها کردن آنان خودداری نمود و آنان هم به همین دل خوش و راضی بودند که ام المؤمنین و همسر پیامبر باشند بدون انتظار قسم.
تاریخ مختصری از همسران پیامبر
1)خدیجه بنت خویلد که ابتدا همسر عتیق بن عائذ و پس از آن ابوهاله بن منذر اسدی و برای سومین ازدواج در سن چهل سالگی با پیامبر بیست و پنج ساله اتفاق افتاد و بعد از بیست و پنج سال در سن 65 سالگی در سال 10 بعثت در گذشت در سفینه البحار ج3 به نقل از المناقب آمده تا مادامی که خدیجه زنده بود پیامبر با هیچ زن آزاد و یا کنیزی ارتباط نداشته همانطور که حضرت علی (ع) با صدیقه کبری بود.
2)سوده بنت زمعه که قبلا همسر سکران بن عمر بوده مدتی پس از فوت حضرت خدیجه از حبشه مراجعت به مکه نمود و چون شوهر خود را از دست داده بود اگر به کسان خود مراجعه می نمود او را با زجر و تهدید به قتل وادار به کفر می نمودند پیامبر هم که تنها بود با او ازدواج نمود و تقریبا هم سن پیامبر بود.
3)عایشه بنت ابی بکر تنها بکری بود که پیامبر به تقاضای ابو بکر در سال اول هجرت در مدینه با او ازدواج نمود و تقریبا بیست ساله یا کمتربود که بیوه شد ودر سن 66سالگی سال58هجری در مدینه در گذشت.
4)حفصه دختر عمر خطاب که قبلا همسر خنیس بن حذاقه بود و در سال سوم هجرت با پیامبر ازدواج نمود پنج سال قبل از بعثت متولد شده ودر سال 41 هجری در سن 59-60 سالگی در گذشت.
5)زینب بنت حزیمه بن الحارث که قبلا همسر طفیل بن حارث بن عبد المطلب و پس از آن عبید بن الحارث و پس از آن عبید الله بن جهش اسدی بود که در غزوه احد به شهادت رسیده و در همان سال سوم هجرت با پیامبر ازدواج نموده و پس از هشت ماه در گذشت .
6)ام سلمه بنت امیه مخزومی که قبلا همسر ابو سلمه بن عبدالله و دارای 4فرزند بود که پس از مراجعت از حبشه شوهرش در جنگ احد مجروح شد و سپس از دنیا رفت پیامبر در آخر سال سوم هجرت با او ازدواج نمود و در خانه زینب که از دنیا رفته بود اسکان داد وی آخرین همسر پیامبر بود که پس از شهادت امام حسین در سن 84 سالگی از دنیا رفته و کسی است که عایشه را از رفتن به جنگ جمل شدیدا منع نمود.
7)زینب بنت جحش دختر عمه پیامبر که با زید بن حارثه پسر خوانده پیامبر ازدواج نمود و پس از طلاق در سال پنجم هجرت با پیامبر ازدواج نمود که داستان مفصلش در سوره احزاب آمده و در سن 53 سالگی در گذشت.
8)جویریه بنت الحارث بن ابی خرار که قبلا همسر ذوالشعرین بوده و پس از شهادت وی در غزوه مریسع و در آخر سال پنجم یا ششم هجرت با پیامبر ازدواج نمود و در سن 56 سالگی در سال 50-56 هجرت در گذشت.
9)ام حبیبه بنت ابی سفیان که ظاهرا مادرش هند مادر معاویه نبوده در ابتدا همسر عبید الله بن جحش اسدی بود که به اتفاق به حبشه هجرت نموده و چون عبید الله در حبشه به دین نصاری گروید و پس از آن هم مرد به تقاضای پیامبر نجاشی پادشاه حبشه به وکالت از پیامبر و بر پا کردن مجلس مفصلی و مهریه چهار صد دینار زر سرخ که نقدا به وی پرداخت نمود او را به عنوان همسر پیامبر و ام المؤمنین در بین مسلمین مهاجر حبشه معرفی نمود تا آن که در سال هفتم هجرت که آخرین دسته مهاجرین به سر کردگی جعفر بن ابی طالب به مدینه وارد شدند به خدمت پیامبر مشرف گردید که این ازدواج علاوه بر جنبه سیاسی و حمایت از ام حبیبه پتکی بود بر مغز ابی سفیان و در سال 44 هجری وفات نمود.
10)صفیه بنت حی بن اخطب از سبط هارون از قبیله یهود بنی النضیر نخست زن سلام بن حکم بود سپس به نکاح کنانه بن ربیع در آمد که وی در جنگ خیبر کشته شد و پس از اسیر شدن صفیه به عنوان صفای غنائم مخصوص پیامبر شد که آن حضرت آزادی او را مهریه اش قرار داد ودر سال 36 هجری و یا در زمان خلافت عمر از دنیا رفت.
11)میمونه بنت الحارث زوجه مسعد بن عمرو ثقفی و پس از او شوهر دیگری نمود که پس از وفات او در سال هفتم هجرت هنگام مراجعت از عمره القضا خود را به پیامبر بخشید و آیه (و امرأه مؤمنه ان وهبت نفسها للنبی ان اراد النبی ان یستنکحا خالصه لک من دون المؤمنین )سوره احزاب در این باره نازل شد که توضیح آن قبلا گذشت و این آخرین ازدواج آن حضرت بود که پس از آن ازدواج بر پیامبر ممنوع گردید و میمونه در ال 61و یا 66هجری از دنیا رفت و اگر عدد اخیر درست باشد آخرین زن پیامبر که از دنیا رفته میمونه بوده نه ام سلمه.
نکته ها
1)از یازده زنی که پیامبر با آن ها ازدواج نموده و هم بستر شده حضرت خدیجه که در سال دهم بعثت در مکه از دنیا رفته و دیگری خزیمه که قبلا گفته شد پس از هشت ماه از همسری با پیغمبر از دنیا رفته باقی زنان که نه نفر بودند همگی پس از آن حضرت از دنیا رفتند و پیامبر در وقت وفات دارای نه همسر بوده .
2)به جز عایشه باقی همسران بیوه گانی بودند که غالبا بیش از یک بار شوهر نموده نبودند .
3)بیشتر ازدواج های پیامبر پس از هجرت یعنی در سن 53 سالگی و بعد از آن بوده آن هم بر مبنای حکمت ها و مصالحی بوده و به گفته المیزان ج4 ص210 (ازدواجه بمن تزوج بها من النساء لم یکن علی حد غیره من عامه الناس)ازدواج های آن حضرت با زن های متعدد بیش تر از ازدواج های عامه مردم بوده.
4)پس از آن که همسران رسول از وی دنیا و زینت های آن را خواستند حضرت به حکم خداوند آنان را مخیر نمود که به همان وضع پیامبر در نهایت فقر و بی آلایشی و دوری از زینت ها به سر برند و یا از پیغمبر جدا شوند که همگی زندگی با آن حضرت را اختیار نمودند (احزاب آیات 28و29)
5)با آن که به عقیده شیعه پیامبر مشرع متعه (ازدواج موقت ) بود اما با دقت در تاریخ پیامبر و نیز ائمه اطهار سلام الله علیهم موردی در باره ازدواج موقت دیده نشد و این امر نشانگر آن است که متعه برای کسانی و در مواردی مجاز است که شخص دارای همسر دائم و یا کنیزکی که در دسترس او باشند نباشد بلی از کنیزکان استفاده می کردند چنانکه خود پیامبر با ماریه قبطیه و ریحانه مضاجعت نموده و حتی از ماریه صاحب فرزندی به نام ابراهیم گردید که قبل از رحلت آن حضرت از دنیا رفته و آن حضرت در مرگ او بسیار متأثر گردید و همچنین سایر ائمه و حتی بعض ائمه علیهم السلام مادرشان کنیز بوده و این هم وهنی و عیبی نیست و طبق حکم اسلام هر کنیزی که از مالک خود دارای فرزند می شد دیگر حق فروش و یا واگذاری او را به دیگری نداشتند و باید بماند تا پس از مولای خود به عنوان سهم الارث فرزندش آزاد شود زیرا هیچ کس نمی تواند مالک پدر یا مادر خود باشد و این خود راهی برای آزادی کنیزان بوده.
6)هیچ یک از ائمه علیهم السلام در یک زمان بیش از چهار همسر در حباله نکاح نداشته اند و اگر بیش از چهار همسر برای بعض آنان نوشته شده به صورت متناوب بوده نه هم زمان،آن هم غالبا از بیوگان و یتیم دارانی بوده اند که به خاطر سرپرستی از آنان و یتیمان آنان انجام می شده .
با اظهار نظر های خود ما را یا ری فرمایید.
سلام به شما عزیزی که این وبلاگ را مطالعه می کنیدو با نظرات و انتقادات خود ما را راهنمایی می کنید .