وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
از نشانههاي( قدرت نمائي) خداوند است كه براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنارشان آرام گيرید و ميان شما محبت و شفقتي قرار داد قطعاً در اين(تدبير عجيب) براي مردمي كه ميانديشند نشانههاست، هدف از ازدواج رسيدن به آرامش و راحتي است اما چرا در جامعه كنوني ما براي خيليها مشكلي بزرگ شده چون ما مقررات اسلام در مورد ازدواج را مراعات ننموده و به جاي آن از رسومات غير معقول و غیر لازم پيروي كردهايم 1- جهيزيههاي زیاد که گاهي با ناتواني خانواده آنان را به زحمت مياندازد براي چشم و همچشمي و فخر فروشيهاي موهوم كه چه بسا اصلا جائي مناسب براي آنها نداشته باشند. 2- مهريههاي سنگين براي محكم كردن ازدواج و بستن دست و پاي مرد مطيع قرار دادن او و به رخ ديگران كشيدن و مترسکي براي شوهر و سكوت و تسلیم كردن او در برابر هرگونه خودخواهي تخلف زن.
راه نجات
تنها رجوع به سيره اسلام كه همان تهيه جهيزيهاي مختصر به اندازه ضرورت آن هم از طرف مرد با پرداخت مهريهاي كه بايد نقداً پرداخت گردد كه در اين صورت به خانواده زن تحمیلی نخواهد بود و مردهم توقعي بيجا نخواهد داشت و ضمناً با پرداخت مهريه نقداً از طرف مرد جائي براي دعوا و درگيريهای بعدی نخواهد گذاشت و مهمتر از همه اينكه اگر نباشد كه مهريه نقد پرداخت شود خود بخود موجب تقليل و كاهش مهريه می گردد و اساسا مهريه هديهايست از طرف مرد به زن و نسيه بودن آن بی معناست و اصلا عامل سنگيني و زيادي مهريه همان نسيه بودنست
نشوز مرد
و انجام ندادن وظایفش در مقابل زن
و ان امراه خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح علیهما ان یصلحا و الصلح خیر و احضرت الانفس الشح و ان تصلحوا و تتقوا فان الله کان بما تعملون خبیرا (نساء 128)
ترجمه : و اگر زنی از شوهرش ترس نشوز یا اعراض داشت می توانند با هم سازش کنند چرا که صلح بهتر است و تنگ نظری غریزی است و اگر نیکی کنید و پرهیزکاری پیشه کنید خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است .توضیح :
اگر زني احساس بيميلي و بيتوجهي از شوهرش نمود يا اصلاً شوهر از او دوري مينمود(به خاطر متعدد بودن همسرانش و يا ازدواج مجدد و يا به خاطر پیری ویا عدم جاذبيت براي شوهر با هم سازش كنند به اين صورت كه زن با بخشيدن بعضي حقوق خود مثل هم خوابگی و در كنار او بودن براي باقي ماندن بر ازدواج و يا بذل قسمتي از مهريه و دارائي خود به شوهر براي جدا شدن از او كه اينگونه سازش بهتر است چرا كه بعضي مردها با هوس هایی كه ميكنند و یا تنگ نظری هایی که در ذات آنها است موجب ناراحتي زنها گرديده و نبايد او را بدون تكليفي رها سازند( كه نه شوهر داشته باشد كه با او باشد و نه آزاد باشد تا بتواند به ديگري شوهر كند كه در اينصورت اگر به طور صفا و سازش باهم كنار آيند وتقوا را پیشه خود ساخته يا جدا شوند بهتر است كه خداوند غفور و رحيم است.
نشوز زن و انجام ندادن وظایفش در مقابل مرد
وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا ( نساء 34 )
و زناني كه از ناسازگاري آنان بيم داريد نخست اندرزشان دهيد(واگر سود نداد) در بستر از آنان دوري كنيد(و اگر سود نداد) آنان را بزنيد پس اگر از شما اطاعت نمودند راهي بر زيانشان مجوئيد همانا خدا بلند مرتبه و بزرگ است ، براي روشن شدن نشوز زن لازم است به جو جامعه زمان نزول آيه توجه شود جامعهايكه آنقدر فحشاو بيبند و باري در آن علني و بي پروا بوده كه چهار مرد از بين بينندگان ميتوانستهاند ببيند و شهادت دهند بودهاند زناني كه تحت تأثير جامعه با داشتن شوهر راه بيرون رفتن از منزل ميگرفتند كه (خوف) و احتمال فساد در آنها ميرفته به خاطر بي رغبتي شوهر به آنان بعلت آلوده بودن شوهر به فساد اجتماعي و يا چند همسري و گاهي انتقام گرفتن از شوهر به علت بيبند و باري او و غيره و خلاصه خوف نشوز و بيم انحراف به خاطر بيرون رفتن از منزل و مخصوصاً جاهائي كه احتمال فساد داده ميشده بر مرد لازمست كه از باب جلوگيري از فساد و سالم ماندن خانواده از هرزگي كه اگر باز اثر ننمود من باب نهي از منكر او را بزند آن هم به اندازهاي كه اثري از زدن بربدن او مانند كبود شدن و يا شكستگي پيدا نشود. پس زدن زن براي هر مسئلهاي مجاز نيست بلكه فقط در اين مورد خاص كه رفتن وي از منزل احتمال فساد داده شود آن هم بصورت محدود مجاز است
نكته در اينجا خوف نشوز مطرح است كه بايد از آن جلوگيري شود نه تحقق آن كه اگر واقع شده باشد ديگر اضربوهن معني ندارد بلكه مربوط به محكمه و اجراي حد ميباشد.
با دقت در روايات مربوط و اينكه خروج از منزل را منوط به اجازه شوهر ميكند.
ناظر به اين معناست كه مرد با غيرتي كه نسبت به ناموس خود دارد مي خواهد كه رفتن زن با اطلاع شوهر بوده باشد براي حفظ او از جاهائي كه نبايد و يا نميخواهد برود و براي جلوگيري از تماسهاي نامناسب و امثاله و گرنه زن كنیز زر خريد نيست او هم انسانیست كه بايد آزادي و اراده او محترم شمرده شود بنابراين روايتي كه در اصول كافي ج3 ص 132 از امام صادق نقل شده كه مردي از انصار در زمان پيامبر براي كاري به مسافرت رفت و با زن خود عهد بست كه از خانهاش بيرون نرود تا برگردد اتفاقاً پدر آن زن مريض شد پس فرستاد نزد پيامبر كه شوهرش با او چنین عهدي بسته و فعلاً پدر مريض شده آيا مجاز است به عيادت او برود فرمودند بنشين در خانهات و از شوهرت اطاعت كن تا آنكه مرضش شدت يافت و مجدداً از پيامبر اجازه خواست و همان جواب داده شد تا آنكه پدر از دنيا رفت و مجدداً براي تشبيع و خاكسپاري او كسب تكليف نمود و همان جواب شنيد حال سؤال اينجاست كه اولاً آيا اينگونه عهد بستن رواست و اصلاً لازم الوفا ثانياً مگر زن برده است که بتوان او را اینگونه محدود نمودو ایا مرد چنین حقی دارد و اگر نه چرا پیامبر انرا امضا فرمود ؟ ثالثا چرا پيامبر از حق ولايت خود براي رفع اين محدوديت و ارزش گذاشتن به عواطف خانوادگي بین دختر و پدر استفاده ننمود و رابعاً مگر زن به خاطر ازدواج بايد همه عواطفش سركوب شود خامساً پدري كه دختري پرورش داده و به او علاقمند است آيا اين حق را ندارد كه به هنگام مريضي که چه بسا احتیاج به کمک و خدمت دارد دخترش از او عيادت كند و يا در موقع مرگش بتواند حاضر شود حال بايد ديد اين روايت را با اينهمه سؤال ميتواند روايتي معقول و مقبولي دانست و یا ساختگی است .
اختلاف زن و شوهر
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا ( نساء 35 )
اگر از اختلاف آن دو (زن و شوهر) بيم جدائي داريد داوري از كسان مرد و داوري از كسان از زن برانگيزيد( تا راه اصلاح را يافته) اگر آن دو مايل به اصلاح بودند خداوند ميانشان توافق برقرار ميكند و يقين بدانيد كه خداوند دانا و آگاه است. البته داوري كه براي اين كار انتخاب ميشوند بايد صلاحيت آنرا داشته باشند چرا كه هركسي نميتواند چنين مسؤليتي را ايفا كند گاه ممكن است به خاطر ناآگاهي داور انتخاب شده اصلاً اختلاف شديدتر شده و ديگر قابل اصلاح نباشد وگاه ممكن است كار را به دعوي و درگيري برسانند كه موجب كدورت دو خانواده گردد بنابراين تاجائي كه ممكنست است بايد بكوشند براي رفع اختلاف و ايجاد تفا هم و قبل از هر چیز شناخت ريشه واقعي اختلاف كه چه بسا قابل اصلاح نيست و نبابد بر آن اصرار كنند
عوامل اختلاف زن با شوهر
1- مهريه سنگين كه به نظر شوهر او را اغفال نموده و يا ناتواني خود رااز پرداخت ديده و گاهي تهديد زن به درخواست مهريه و يا تفاخر به مهريه كه خود را با مهريه ارزشگذاري ميكند
2- تحمیلي بودن ازدواج از يك طرف و يا هر دو طرف يعني واداشتن به ازدواج كه يكي از زن و مرد يا هر دو مايل به آن ازدواج نبوده بلكه تمايل ديگران و خانواده است كه به خاطر مسائلي آنان را وادار به اين ازدواج مينمايند كه اين بدترين نوع ازدواج و موجب پيامدهاي بد بعدي خواهد بود حتي گاهي ممکن است به انحراف يكي يا هر دوي آنان منجر شود زيرا شرط اصلي در ازدواج تمايل قلبي و دوست داشتن يكديگر است.
3- دخالتهاي بيجای دیگران از دو خانواده که گاهی از روی دلسوزی هم ممکن است باشد اما چون نا اگاهانه است موجب بروز اختلاف و ناخواهي ميگردد 4- شاغل بودن و درآمد داشتن زن و احساس بينيازي به شوهر مخصوصاً كه اگر شوهر چندان مورد رضايت زن نبوده و يا توقعات و ايرادات بيجا داشته باشد
5- نازائي و معلوليت در مرد و يا زن كه موجب بچهدار نشدن باشد.6- بعضي مرضها و يا موانعي كه مرد يا زن نتواند ميل جنسي خود را ابراز كند زيرا اگر اين احساس در بين زن و شوهر و يا در يك طرف نباشد دليلي بر زندگي مشترك وجود ندارد
راه نجات
وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا ( نساء 130 )
اگر اختلاف قابل اصلاح از راه نصیحت و ارشاد و توانمندسازی هر یک از طرفین نباشد و زندگی آنان جز ناراحتی و تشویش و غیره نبود چارهای جز جدا شدن نیست و از اینگونه زندگی جدا شدن نباید موجب ترس و ناامیدی بود چراکه( اگر جدا شوید بینیاز میکند هریک از شما را خداوند از سعه رحمتش زیرا که خداوند دارای رحمت واسعه و داناست) شاید که برای هر یک فرد مناسبتری پیدا شد و زندگی با آرامش و محبت بیشتری پدید آمد.
درپایان لازمست با توجه به شرایط موجود و مهریههای نامعقول قوانین و مقررات ازدواج باز نگری و اصلاح شود.
1- آیا ازدواج یک نوع خرید همسر است مثل خرید کنیز و برده که هیچکدام پس از ازدواج هیچ اختیاری از خود نداشته باشد و یا توافق بر یک زندگی مشترک بر مبنای الفت و محبت است تا وقتی که هر دو مایل به ادامه آن باشند و در صورت عدم تمایل هر یک بتواند از دیگری جدا شود.
2- آیا معنی ازدواج(مادام العمر) بودن میباشد اگر چه تمایل و علاقه بین آنان نباشد و ادامه آن زجر و شکنجه روحی باشد و مگر انسان چند بار عمر نموده و زندگی میکند و مگرنشوز و اعراض غیر از این است بلکه باید به شکلی با سازش ازا یکدیگر جدا شوند که ( الصلح خیر)
3- اگر چه لازمست ازدواج ثبت دفاتر رسمی شود اما نباید طوری باشد که برای فک آن نیاز به اینهمه رفت و آمد و مشکلاتاقتصادی و ناراحتیهای قانونی داشته باشد که زوجین مجبور به ادامه زندگی این چنینی شوند.
4-مهریههای سنگین که عموماً ناتوان از پرداخت آن حتی تا آخر عمر میباشند برای گیر انداختن مردان و چون مرد ناتوان از پرداخت آن میباشد اجباراً باید تحمل کند اینچه ازدواجی است؟
5- شوهری که توان پرداخت مهریه را ندارد نباید به زندان بیفتد چرا که 1- زندانی کردن معسر 2- عدم تمکین زن از شوهر 3- عدم قصد پرداخت مهریه از طرف شوهر هرسه خلاف شرع است و اساساً تعهد بر مهریهای که مطمئناً توان پرداخت آن را نداردمخصوصاً که دختر و خانوادهاش بر آن مطلع باشند بیجا و غیر الزام آور است و از این بدتر آنکه به مجرد اجرای عقد بدون هیچ گونه تماسی زن خواهان چنین مهریه ای شود به علت بروز نا خواهی از هر طرف که واقعاًغیر معقول و فاجعه است و در نتیجه مدیون شدن و بدون همسر بودن مرد ووحشت از ازدواج دیگر را در پی خواهد داشت 6- اینکه در زمان پیامبر تخلفات جنسی اینقدر سخت گیرانه مطرح شد و موجب اجراء حد و تشریع حجاب گردید اولاً به خاطر بیبند و باریها و حتی علنی بودن و آن وخلاف شان یک جامعه مترقی و دینی بود و ثانیاً به خاطر وجود امکانات ازدواج از قبیل 1- ازدواج معمولی که بسیار آسان و مهریههای ارزان بوده 2- ازدواج با کنیزان به اذن مولی که مالک آن بوده و رایج بوده 3- خرید کنیز و استفاده جنسی از آن که در صورت بچهدار شدن حق فروش آن از مالک سلب شده و باید بماند تا از سهم الارث آن بچه آزاد شود چون هیچ فرزندی مالک ابوین خود نخواهد شد و شاید یکی از علل کشتن فرزندان محصول همین نوع ازدواج بوده که کنیز به حالت خود باقی بماند و قابل فروش باشد با توضیح مذکور که برای نظاممند بودن جامعه در مسائل جنسی و جلوگیری از بیبند و باری و هرزگی در مورد تخلف از حدود مقرره باید با اجرای مجازاتهای متناسب از آن جلوگیری نمود .
+ نوشته شده در دوشنبه دوم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 16:46 توسط کاظم
|