رجعت و نظرها
رجعت بمعني رجوع و بازگشت مي باشد انا لله و انا اليه راجعون، رجعت حتمي و يقيني قيامتست و بعضي منظور از آنرا زنده شدن بعض مردگان را پس از ظهور حضرت مهدي دانسته اند مرحوم علامه طباطبايي در ج 2 الميزان ص 108 مي فرمايد طبق رواياتي كه از ائمه عليهم السلام در تفسير بعض آيات وارد شده گاهي به روز قيامت و گاهي به رجعت و گاهي به ظهور حضرت مهدي تعبير و تطبيق شده و اين نيست مگر بخاطر سنخيت بين معاني كه هر سه بظهور حق و غلبه بر باطل اشاره شده كه در ابتدا ظهور حضرت مهدي خواهد بود كه تا حدودي حق ظهور پيدا خواهد نمود اما باطل بكلي از بين نرفته و پس از آن رجعت كه حق ظهور بيشتري پيدا نموده و غلبه بر باطل بيشتر شده تا برسد به قيامت كه ظهور كلي حق بر كل باطل مي باشد و راويان اينگونه روايات چون بر حقيقت اين روز دست نيافته اند بعض آنان اينگونه روايات را كلاً طرح و رها نموده اند و بعضي تاويل به قيامت وظهور حضرت مهدي نموده و بعضي صرفاً نقل نموده بدون آنكه توضيحي بدهند و غير شيعه ساير مسلمين اگر چه اعتراف به ظهور حضرت مهدي دارند اما منكر رجعت هستند و اعتقاد به رجعت را از مختصات شيعه مي دانند و آنرا از ساخته هاي يهود و يا متظاهرين به اسلام مثل عبدالله بن سبا و غيره مي دانند اما آنچه از مجموع رواياتي كه رجعت را از آن استفاده و اثبات مي نمايند مي توان گفت آن است كه روز رجعت از مراتب قيامت بوده اگر چه از نظر ظهور پايين تر از قيامت مي باشد همچنانكه روز ظهور حضرت مهدي را كه حق در آن به ظهور مي رسد از مراتب قيامت دانسته اگر چه از نظر ظهور از روز رجعت پائين تر است .
بنظر مي رسد بهترين بيان در اين باره جوابي است كه در جلد اول اعيان الشيعه ص 57 از مرحوم شريف سيد مرتضي علم الهدي در جواب سوال از حقيقت رجعت نقل شده كه فرموده در اين باره بعضي مي گويند كه بهنگام ظهور حضرت مهدي خداوند گروهي را كه قبلاً مرده اند بر مي گرداند و بعضي معتقدند كه منظور از رجوع برگرداندن دولت و امر و نهي است نه برگرداندن اشخاص و زنده كردن مردگان سپس نتيجه مي گيرد كه از اين جواب استفاده مي شود كه قول برجعت مورد اتفاق شيعه نيست.
در كتاب الزام الناصب بيش از هفتاد آيه قرآن را به رجعت تاويل و تفسير نموده كه هيچكدام صراحتي بر مساله رجعت ندارد و دليل قطعي بر وقوع آن ندارد و نهايتاً بايد گفت ممكنست از جمله از امام صادق سوال شده كه منظور از (يوم) در آيه ( في يوم كان مقداره خمسين الف سنه) چيست فرموده باشد، اين بازگشت پيامبر است كه حكومت آنحضرت در آن بازگشت پنجاه هزار سال مي باشد و پس از آن بازگشت امير المومنين است كه چهل و چهار هزار سال طول مي كشد و درباره آيه اماته فاقبره ثم اذا شاء انشره فرموده اين درباره رجعت است كلا لما يقض ما امره كه چون هنوز احكام اسلام بطور كامل اجرا نشده آنحضرت بايد برگردد تا همه ماموريتها ي خود را بپايان برساند و درباره كل نفس ذائقه الموت من قتل لم يذق الموت زراره از امام محمد باقر نقل كرده كه قال لابد من ان يرجع حتي يذوق الموت هر نفسي چشنده مرگست پس كسيكه كشته شده مرگ را نچشيده فرمود بايد برگردد تا مرگ را بچشد حال از اينگونه روايات كه راويان غالباً از تفسيرقمي و ( الدمعه ) و منتخب البصائر و تفسير برهان و خرائج و امثالهم مي باشند چه مي توان دريافت؟
سلام به شما عزیزی که این وبلاگ را مطالعه می کنیدو با نظرات و انتقادات خود ما را راهنمایی می کنید .