در این باره نظرهای مختلفی ارایه شده که هر کدام دارای اشکالاتی می باشند که تفصیل آن در جلد6 بحار صفحه200 آمده كه آیا ارواح آنان و یا جسدهای مثالی و یا نور آنان و غیراینها حضور پیدا می کنند و شاید بهترین و عقلانی ترین نظر همانست که از مرحوم سید مرتصی نقل نموده که اشخاص به هنگام مرگ ثمره ولایت و دوستی و پیروی از آنان را احساس می کنند. همچنانکه دشمنان آنان ومنحرفین نیز احساس جهنمی بودن وشرمساری از اعمال خود را خواهند دانست. پس حضور وسخن گفتن آنان(استعاره تمثیلیة) است ونیز مرحوم شیخ مفید در کتاب اوائل المقالات ص ۸۵ همین نظر را ارائه نموده وموید این نظر روایتی است که در صفحه 181 ج 6 بحار از حارث حمدانی یکی از یاران امیرالمومنین نقل شده که گوید:وارد بر آن حضرت شدم فرمود(ماجاء بک) کجا بوده ای(وچه چیز تو را آورده) گفتم محبت من به شما فرمود آیا مرا دوست داری گفتم آری بخدا قسم یا امیرالمومنین فرمود آنگاه که جانت به گلویت رسید مرا آنطور که دوست داری خواهی دید  توضیح-غالب اشخاص بهنگام مرگ اصلاً درک و احساس خاصی ندارند و اما آنها که در آن لحظه دارای درک و مشاعر درستی می باشندبا تذکر و یاد آوری و باز نگری اعمال گذشته خود احساس رضایت در جهت اطاعت از خداوند و رفتار شایسته داشته باشند طبیعی است که با آرامش و اطمینان(راضیة مرضیه) و امید به رحمت و مغفرت خداوند احساس(الا تخافوا ولاتحزنوا وابشروا بالجنة التی کنتم توعدون) شادی می نمایند و در مقابل کسانی که با یاد اور شدن اعمال بد و ستمکاریها و گناه و معصیت و استکبار خود را بدبخت و شرمگین و ناراحت و ناامید از رحمت و مغفرت می یابند(ویقول الکافریالیتنی کنت تراباً- نبا) در آن هنگام است که چنین کسانی آرزو میکنند که ای کاش اصلاً من به دنیا نیامده بودم و خاکی بودم  و ظاهراً اشاره به همین معنی است روایاتی که می گوید انسانها بهنگام مرگ فرشته قبض روح را مطابق عمل خود می بینند و احساس می کنند بطوریکه افراد صالح و مومن او را با قیافه ای آراسته که موجب شادی آنان گردد ملاحظه نموده و کسانی که طالح و غیر مومن بوده او را با قیافه ای وحشتناک با گرزهای آتشین می بینند.