بسم الله الرحمن الرحیم

موجودات سه گونه اند:

1-    جمادات موجوداتی هستند که هیچگونه تحرک و احساس و ادراک ظاهری ندارند.

و   نباتات موجوداتی هستند که دارای نمو و رشد و تغذیه و تولید مثل می باشند اما فاقد شعور و ادراک هستند.

و   حیوانات موجوداتی هستند که دارای رشد و تغذیه و تولید مثل و احساس و غرائز مختلف هستند و هرگونه انتخاب و اختیار آنان مربوط به غرائز و احساسات آنان می باشد اما فاقد انتخاب و اختیار معقول هستند.

تفاوت انسان و حیوان در همین جهت است که انتخاب و اختیار انسان مبنی بر تعقل و تشخیص خیر و شر و خوب و بد می باشد و در عین این که محکوم غرائز حیوانی است اما با داشتن تعقل که مرتبه کاملتر احساس و ادراک و تعلیم و تربیت می باشد قدرت انتخاب راه صحیح و خیر ومعقول را دارد . توضیح :خصوصیات مشترک بین انسان و حیوان را غریزه و یا هدایت تکوینی گویند ( ربنا الذی اعطی کل شیءٍ خلقه ثم هدی ) طه  . پروردگار ما آفریدگاری است که همه موجودات را آفرید و هر یک را در راه زندگی و کمال و رسیدن به هدف از خلقت خود راهنمایی نمود . اما مختصات به انسان را فطرت نامند  ( فطره الله التی فطر الناس علیها ) همان فطریاتی که خداوند همه انسانها را بر آن آفریده .  ( انا هديناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً) «دهر» ما انسان را به راه درست راهنمائی کردیم ( حال این خود اوست ) که براه درست برود و یا راه نادرست را انتخاب کند ( فالهمها فجورها و تقویها) «شمس» ما به انسان راه انحراف و راه پاکی را الهام نمودیم پس انتخاب هر یک از دو راه به اختیار خود انسانست و خلاصه این که انسان نوعی حیوان بوده اما تکامل یافته تر از سایر حیوانات در صورتیکه از عقل و تعلیم و تربیت صحیح استفاده کند و گرنه (بل هم اضلّ) می باشد و بهترین گواه مطلب تشابه جسمی است که انسان با سایر حیوانات در اعضاء و جوارح دارد و صرف نظر از خصوصیات مغزی و عقلی تنها از نظر جسمی اکمل و اجمل و اعجب و احسن حیوانات می باشد ( لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ) (تین 4)ما انسان را در بهترین آراستگی آفریدیم و با در نظر گرفتن خصوصیات مغزی و عقلی و ادراکات مختلف که قدرت بر شناخت اشیاء دیگر را داشته باید او را معجزه کل خلقت دانست و از این جهت در تعریف انسان او را حیوان ناطق گفته اند زیرا با داشتن تمام خصوصیات حیوانی به ناطق بودن ممتاز از سایر حیوانات می گردد که منظور از نطق نه تنها حرف زدن است بلکه آن ادراکات والا و مسائل عقلی و معرفتی است که ( علم الانسان ما لم یعلم ) «العلق » آموختیم انسان را چیزهائی که نمیدانست و علم آدم الاسماء کلها و به این نتیجه می رسیم که موجود ی زیبا تر و عجیب تر از انسان نیست و اگر انسان نبود کل خلقت عبث و بیهوده بود.

2- اینک باید دید که این انسان اشرف مخلوقات برای چه منظوری آفریده شده طبق حدیث قدسی که از حضرت داود در پاسخ این سوال از خداوند نقل شده ( کنت کنزاً مخفیاً فاجبت ان اعرف فخلقت الخلق  لکی  اعرف و خلقت الاشیاء لا جلک و خلقتک لا جلی ) گنجی پنهان بودم دوست داشتم که شناخته شوم پس مخلوقات را آفریدم تا شناخته شوم همه را برای انسان و انسان را برای ( معرفت ) و شناخت خودم و این تنها انسان است که طاقت و تحمل و استعداد این معرفت را دارد ( و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولاً) این بار امانت که همان معرفت الله است و هدف از خلقت انسان و همه موجوداتست این انسان است که با جرات و جسارتی که دارد می تواند به این هدف والا نائل گردد و با همین امتیاز است که او را مفتخر به جانشینی خود در زمین قرار داده .

3-عقل برای انسان که بزرگترین موهبت الهی و تنها ممیزه انسان از سایر حیواناتست  یکی از دو پیامبر ی است که می تواند انسان را به کمال لایق خود برساند همانطور که حضرت موسی بن جعفر در ضمن فرمایشات خود به هشام فرمود ( ان لله علی الناس حجتین حجه ظاهره و حجه باطنه فاما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه و اما الباطنه فالعقول ) (تحف العقول) همانا خداوند برای انسانها دو حجت ( راهنما ) قرار داده حجتی آشکار که همان پیامبران و امامان هستند و دیگری پنهان که آن عقلها هستند که اگر انسانها عقل نداشتند آمدن پیامبران معنی نداشت چون آنها برای پرورش عقول مردم هستند همچنانکه اگر پیامبران نیامده بودند عقلها به تنهائی راه بجایی نبرده و به سعادت و کمال خود نمی رسیدند پس برای تکامل انسان این هر دو بال لازمست و از همین روست که پیامبران و امامان سخنی و یا عملی که  خلاف راه تکامل انسانها باشد نگفته و انجام نداده اندو ضمنا هر عمل خيري كه از انسانها انجام شود در نهايت نتيجه كار و سخنان انبيا و ائمه مي باشد.

4-    اینک باید بدانیم که عقل ذاتی بمعنی داشتن مغز و اعصاب مغزی سالم است که بارشد جسمی بدن آن  نیز رشد می نماید  و بمنزله استخر بزرگی است که با داشتن ظرفیت زیاد در بدو تولد خالی بوده  والله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا ( نحل 78) خدتوند شما را بیرون آورد از شکمهای مادرانتان در حالیکه هیچ نمی دانستید.که با پرورش و پر کردن آن از راه تربیت و حواس مختلف و علوم و اطلاعات گوناگون به عقل اکتسابی نائل شده و بعلت همين اختلاف در تربیت و اطلاعات وارده موجب اختلاف بینشها و عقائد و رفتار متفاوت افراد مي گردد زیرا هر نظر و عقیده  و رفتار خوب یا بد بر مبنای ادراکات و معلومات و تربیتهای خاص آن فرد می باشد همانطور که سخن هرکس نماینده معلومات و محفوظات و تربیت اوست و می دانیم که مرکز ادراکات تنها مغز انسانست و دیگر اعضاء و جوارح که هر یک برای کاری و تامین نیازی از بدن و هماهنگی کلی با یکدیگر آفریده شده اند و هیچ یک از اعضاء بدن به عظمت و پیچیدگی مغز و کار آن نیست و همه احساسات و شخصیت فردی هر کس و اینکه من کیستم تنها مغز است که در ضمن اگر پنج دقیقه خون به آن نرسد مرگ او حتمی است مغزی که 12 تا 15 میلیارد رابطه الکتریکی که پانصد میلیون شبکه ارتباطی آنها را بیکدیگر وصل می نماید و همه فعالیتهای جسمی و فکری تحت کنترل و فرمان اوست .